ماهان - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 10:34
ماهان ... ماهان ... ماهان .... گاهی اوقات حس میکنم خیلی بده که ما برای این بچه ها با استعداد نازنین هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم ... منظورم از نظر شرایط خانوادگی هستش ... الان ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه ی شب هستش و من که از شدت خستگی داشت خوابم میبرد روی تختم اومدم ... و با ویس مامان ماهان انگار تمام غم و غ...
تابستان 95 (2) - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 10:16
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید پایان تابستان95 ...به شخصه خیلی از تابستون لذت بردم و میتونم بگم خیلی استفاده کردم ! امروز داشتم به آخرین پستم توی 18هم تیر نگاه میکردم و متوجه شدم که تو این مدت چقدر سرم شلوغ و وقتم پر بوده که یادم رفته بود پست بذارم ! زمانی که مدرسه میرفتم و هنوز وارد دنیای دانشجوی...
خیلی خوب / خیلی بد - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 8:50
امروز سومین جلسه ی دیدار با اولیا رو داشتم . احساس کردم باید داغ داغ تمام مطالب ذهنم رو بنویسم . واقعا از ته قلبم خدا رو شکر میکنم که از نظر اولیا همه چی خوب هستش . وقتی آخر جلسه گفتم یه کاغذ میدم ب
کاراکتر شماره ۱ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 8:50
قبل اینکه در مورد آقای شماره یک صحبت کنم باید بگم کاراکتر هام ترتیبشون بر حسب هیچ چیز خاصی نیست و کاملا دل بخواهی هستن ! در مورد کاراکتر شماره یک که اسمش آقای اسماعیل . ت هست یاید بگم دلیل انتخاب ایش
کاراکتر شماره ۲ - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 8:50
من با ماهان.ا تقریبا از همون یک مهر آشنا شدم . انرژی و فعالیتش تقریبا ۵ برابر بقیه بچه ها بود . بچه ها رو میزد . به حرف من اصلا گوش نمیداد . و اینکه اصلا سر کلاس نمیومد :/ با کیف میرفت زنگ تفریح و من
ماهان .... - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 8:50
ماهان ... ماهان ... ماهان .... گاهی اوقات حس میکنم خیلی بده که ما برای این بچه ها با استعداد نازنین هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم ... منظورم از نظر شرایط خانوادگی هستش ... الان ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه ی ش
بعد از مدت ها .... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:16
امروز ۲۶ آبان ماه هست ... تقریبا دو ماه از سال تحصیلی گذشته و من وقتی توی آینه نگاه میکنم شخصیت جدید و فاطمه ای میبینم که تاحالا ندیده بودم ! معلم بودن خیلییی خیلییی خیلییی بیشتر از چیزی که فکر میکر
اولین دیدار با مدرسه ... اولین دیدار با مدیر - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:16
۲۶ شهریور بود . وارد وبلاگ مدرسه کلمه شدم . هوا خنک بود . احساس غریبگی با محل کارم داشتم ! از روزقبلش که خبردار شدم معلم کلاس اول ، اونم کلاس اول پسرا شدم احساس میکردم بدنم از هیجان زیاد لمس شده ! رفتم اداره و
گزارش کارورزی 1 – 1 - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 23:24
گزارش کارورزی 1 – 1 روز اول کارورزی من طوری شد که اصلا فکرشو نمیکردم ! با کلی شوق و ذوق وارد مدرسه شدم و با بغض از مدرسه خارج !
جمع بندی هفتگی ترم سوم (4) - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:46
این هفته هفته ی به یاد موندنی ای بود . ولی نه از جهت تعلیم و تربیت ! چون کلا 3 یا 4 تا کلاس رو تشکیل دادیم و بقیه اش رو در پیچ به سر بردیم !! :)) به هر حال معلم باید پایه باشه وگرنه فایده نداره ! ولی از شوخی گذشته ... من خودم به داشتن مسئولیت و نظم اعتقاد دارم . و میدونم که شاید اینکه همگی هماهنگ کن...
جمع بندی هفتگی ترم سوم (5) - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:46
این هفته انقدر زود گذشت که تازه دارم کم کم حس میکنم که تموم شده و وارد هفته ی جدید شده !!! شنبه بعد از چندین هفته ریاضی داشتیم ! درس بسیار بسیار مورد علاقه ی من . و عیدی استاد به ما این بود که ازما امتحان نگرفتند و باعث شور و شعف بسیار در ما گردید ... کلاس هنر شنبه ها که دیگه نور علی نور ... کلا اول...
روز معلم مبارک ! - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
بعد از دانشجوییم ، این دومین روز معلمیه که بهم تبریک میگن ! ولی حسی که من پارسال نسبت به معلم شدنم داشتم زمین تا آسمون با الان فرق میکنه ... تصمیم گرفتم این پست رو بذارم و از معلم های گذشته تا بحال و همه ی کسایی که باعث به وجود اومدن این عشق نسبت به معلم شدنم شدند تشکر کنم . اول از همه باید از اولین...
نامه آبراهام لینکن به آموزگار پسرش - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند. به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند. به او بگوييد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باحمايتي نيز وجود دارد. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست. مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زح...
خیلی آشفته - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
نمیدونستم چی میخوام بنویسم ولی ناخودآگاه به اینجا کشیده شدم که بنویسم .. فقط بنویسم حتی شده چند خط ، حتی شده درهم برهم و نامفهوم .... ولی بنویسم ! وقتی ذهنمو به رشته نگارش دربیارم راحت تر میتونم مرتبش کنم . خیلی وقتا پیش میاد که یه اتفاقی باعث تغییر خیلی بزرگی تو زندگی آدم میشه ... هرکسی در طول زندگ...
به پایان آمد این ترم .... - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
تموم شد !!! اینم از ترم سوم ، با تمام خوبی و بدی هاش ... ترم های نیمسال دوم برعکس بقیه که میگن برامون زود میگذره برای من خیلی دیر میگذره ! این ترم آغازش با یکسری مشکلات شروع شد و پایانش خودم با دستای خودم اون مشکلاتو از زندگیم بیرونشون انداختم ! از اول ترم تا آخر این ترم من ذره ذره سعی کردم تجربه ها...
آزادی - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
اول که میخواستم شروع کنم به نوشتن این پست درباره موضوعی که به شدت ناراحت و عصبیم کرده بود ، عصبانیتم به حدی بود که نزدیک بود خیلی تند برم ! ولی به لطف تلگرام و شبکه های اجتماعی پیام ناگهانی یکی از دوستان و شوخی و خنده های بعد اون باعث شد خیلی شاد شم و چند دقیقه ای از موضوع فارغ .... و در نتیجه الان ...
تابستان 95 (1) - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 1:45
امروز جمعه 18 تیر ماه رو هم پشت سر گذاشتیم ... به یاد طول ترم که پنجشنبه و جمعه ها جمع بندی هفتگی مینوشتم میخوام یه جمع بندی از 18 روزی که از تابستون گذشت بکنم ... روز های اول بعد از 31ام که آخرین روز امتحان بود بیشتر به استراحت و خستگی در کردن گذشت . خصوصا که برای امتحان های آخر ، شب ها رو بیدار می...

برچسب‌های مرتبط

گزارش کارورزی 1 | گزارش کارورزی 1 دانشگاه فرهنگیان | گزارش کارورزی 1 رشته علوم تربیتی | گزارش کارورزی 1 علوم تربیتی | گزارش کارآموزی 1 رشته علوم تربیتی | گزارش کارآموزی 1 کاردانی عمران | نمونه گزارش کارورزی 1 علوم تربیتی | نمونه گزارش کارورزی 1 گزارش فیزیکی | گزارش کارآموزی 1 کتابداری | گزارش کارآموزی 1 عمران