این هفته هفته ی به یاد موندنی ای بود . ولی نه از جهت تعلیم و تربیت ! چون کلا 3 یا 4 تا کلاس رو تشکیل دادیم و بقیه اش رو در پیچ به سر بردیم !! :)) به هر حال معلم باید پایه باشه وگرنه فایده نداره !
ولی از شوخی گذشته ... من خودم به داشتن مسئولیت و نظم اعتقاد دارم . و میدونم که شاید اینکه همگی هماهنگ کنیم و نریم دانشگاه کار درستی نبود ، ولی این فقط یک سر قضیه اس .... سر دیگه اش مربوط میشه به دانشگاه و انگیزه ای که استاد ها برامون ایجاد میکنن . همین دانشجوهای اهل پیج ، همگی یکشنبه رفتن سر کلاس استادی که بهمون انگیزه ی یادگیری و معلم بودن میده ... خب این جور موقع هاست که آدم متوجه میشه اگه نرفتن به کلاسی هم در کار هست به خاطر فضای اون کلاسه و فضای کلاس دانشگاهی رو استاد بیشتر از همه میسازه . ما دانشجو ها وقتی بدونیم با رفتنمون سرکلاس جز خواب آلودگی و خستگی زیاد واقعا چیزی برای از دست دادن نداریم (چیزی که به کار آینده شغلیمون بیاد ) و اینکه وقتی بدونیم خود استاد هم بدش نمیاد که یک روز کمتر بیاد سر کلاس تدریس (خیلی بی تعارف گفتم!!) طبیعتا منتظر بهونه ایم برای نرفتن به کلاس ...
خلاصه اینکه باید بگم دانشگاه و استادان بیشتر از دانشجویان توی این مسیر باید کمک کنن در انجام وظیفه و مسئولیت . البته من نمیگم ما بی تقصیریم ها ولی نقشمون یک سومه !
خلاصه اینکه تمام این هفته مشغول فکر کردن در مورد اینجور موضوعات بودم و نمیدونم باید چه کرد تا وضع بهتر بشه ... !
**ateme=|**
برچسب:
نویسنده: پندار شریفی