خرید بک لینک
این هفته انقدر زود گذشت که تازه دارم کم کم حس میکنم که تموم شده و وارد هفته ی جدید شده !!!
شنبه بعد از چندین هفته ریاضی داشتیم ! درس بسیار بسیار مورد علاقه ی من . و عیدی استاد به ما این بود که ازما امتحان نگرفتند و باعث شور و شعف بسیار در ما گردید ... کلاس هنر شنبه ها که دیگه نور علی نور ... کلا اول هفته ی خوبی رو داشتم . استاد بهمون طرز کشیدن حیوون و درخت و حشره و گل مورد علاقه مون رو یاد دادن . خوبی اش این بود که هر کسی اون چیزی که دوست داشت رو میکشید . و من که عاشق درخت بید مجنون و گل رز ام بالاخره موفق به کشیدنشون شدم ... و از سر ذوق همون اوایل هفته نشستم و یک بار دیگه همرو (به زیبایی) کشیدم .
یکشنبه درس شیرین اقدام پژوهی ... موضوع تحقیقمون رو انتخاب کردیم ... من موضوع ترک تحصیل رو انتخاب کردم به خاطر داشتن یک مورد در فامیل ...و وقتی اینو به مادرم گفتم شدیدا با مخالفت مواجه شدم .... !! ولی من میخوام که روی همین موضوع کار کنم چون جامعه ی بچه های متوسطه اول و دوم ما واقعا داره به این سمت پیش میره و این موضوع اذیت کننده اس . من چند مورد رو از نزدیک دیدم که تصمیم به ترک تحصیل گرفتن و این اصلا خوب نیست ... خلاصه اینکه علی رغم مخالفت مادر موضوع اقدام پژوهی ام به تصویب خودم رسید (^_^)
دوشنبه یه تجربه ی متفاوت و جدید رو داشتم ... کنفراس داشتم ولی یه کنفرانس متفاوت ... باید کاملا با لحن بچگونه حرف میزدم !( یه چیز تو مایه های خاله شادونه و خاله نرگس زمان خودمون !!!) و من اولین نفر از اولین گروه بچه های این ترم بودم و مسئولیت سنگینی روی دوشم بود ! چون استاد هم راجع به سطح توقعشون چیزی نگفته بودن ..ولی خب خداروشکر باید بگم خوب تونستم از پسش بربیام و حسابی یخ ها رو شکوندم ! (معلم باید اعتماد به سقف داشته باشه و نهایت تلاششو بکنه )
از سه شنبه بگم ... سه شنبه من با استادهام آشنا شدم !!! آخه قبل عید سه شنبه ها میرفتم مدرسه و تجربه ی تدریس پیدا میکردم و از همه ی غیبت هام استفاده کردم و چه بسا نزدیک بود حذف شم و با تلاش و کوشش های فراوان و آوردن دلایل موجه (خداروشکر) این اتفاق نیفتاد... ! استاد های خوبی بودن ! یه درس بزرگ از استاد مشاوره مون گرفتم ... اونم این بود که شمرده شمرده حرف بزنم . چون من کلا عادت به سریع حرف زدن دارم ممکنه بعدها سر کلاس بچه ها باهام مشکل پیدا کنن در نتیجه یه معلم باید شمرده شمرده صحبت بکنه .... و دیگه اینکه سه شنبه سر همون کلاس مشاوره متوجه شدم که کیک زندگی چیه و بهتره چه شکلی باشه ... کیک زندکی یه جور تست شخصیه که هر کسی میتونه امتحانش کنه تا ببینه در زندگیش چقدر تعادل داره ... من متاسفانه کیکم گرد نشد و این یعنی تعادلم تو مسائل مختلف یکسان نیست ... هرچی کیکی که تو مسائل مختلف میکشیم بیشتر گرد بشه بهتره . من ارتباط با دوستانم خیلی بیشتر از ارتباط با خانواده بود و حس کردم از اون آدمایی ام که اگه به خانواده دقت کنم متوجه میشم چه مردمان خوبی ان !!! این بزرگترین شکستگی کیک زندگی من بود ....
از چهارشنبه بگم ... چهارشنبه از اون روزایی بود که خیلی سریع گذشت و یه نکته ی تربیتی داشت برام که در حد فرضیه اس نه بیشتر ! استادمون گفتن که دو سه بار از مدرسه اخراج شدند !! من یکم که فکر کردم دیدم بیشتر آدمای موفق از مدرسه اخراج میشن و پس من هم آدم موفقی میشم چون در مقطع راهنمایی سابقه ی اخراج از مدرسه به خاطر بحث با معلم رو داشتم !!! البته قبلش به خاطر شیطنت های متعدد تا مرز اخراجی پیش رفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم اخراج شم ! برای همین 1 هفته از مدرسه اومدن معاف شدم . البته یادمه اونموقع مادرم اومد مدرسه و منو روز سوم فرستاد مدرسه ! خب میذاشت خونه بمونم دیگه ! بیشترم خوش میگذشت !! خلاصه اینکه سرگذشت من تاحدودی شبیه سرگذشت بزرگانی مثل انیشتینه (اعتماد به سقف معلمی !) و اینکه به خاطر اینکه من از مدرسه اخراج شدم پس حتما در آینده اگه تلاش و پشتکار داشته باشم فرد بسیار موفقی خواهم شد .... علاوه بر این روز چهارشنبه من یه کنفرانسی از یکی از همکاران عزیز (زهرا پارسایی) دیدم که دلم نیومد اینجا در باره اش ننویسم ! سر کلاس برنامه ریزی این دوست و همکارم آنچنان ارائه ای داشت که هیچ کلمه ای به جز فوق العاده سزاوارش نبود و نیست . حتی استاد هم گفتن که اگه میخواین از نوع تدریس و پاورپوینت ایشون الگو بردارید ... خلاصه اینکه زهرا بهت افتخار میکنم!
چهارشنبه همچنین یه تجربه ی شیرین و به یادموندنی داشتم . اونم این بود که بعد دانشگاه وقتی از کلاس اومدیم بیرون با چندی از دوستان زیر بارون شدید از دانشگاه تا مترو پیاده برگشتیم و موش آب کشیده شدیم . ولی انصافا خیلی خوش گذشت و از همین جا به دانشجومعلمان عزیز توصیه میکنم که اینکارو امتحان کنند . هم ورزشه و هم خیلی آدم لذت میبره خصوصا اگه با دوستان صمیمی باشه .


ایام شباب است ، شراب اولیتر
با سبز خطان بادهء ناب اولیتر
عالم همه سر به سر رباطیست خراب
در جای خراب هم خراب اولیتر
حافظ


**ateme=|**

برچسب: نویسنده: پندار شریفی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 1:46

صفحه بندی